حالا که همه جیز خوب است، حالا که همه جیز "مطابق میل"مان است... حالا که خر مراد ادم شده است بیشتر از همیشه بی معنایی خودش را به رخم میشکد و صورتم را می خراشد. حالا من از همیشه اماده ترم که نباشم و دلتنگ نخواهم شد(؟). ارامش عجیب و مسخره ای است.. ارامشی غم انگیز... ارامشی دلتنگ.
کاش کسی بود که میشد همه ی حرف ها را به او بگویم بدون اینکه حرف بزنم. بدون هیچ واژه ای که معنا را در خودش محدود کند... بدون هیچ صدایی که سکوت را نباشاند...
برچسب:
نویسنده: کیارش اکبرینژاد